تبليغاتX
:: بیت الحسین ::  

بیت الحسین         

 


ناگفته هاي سيد حسن نصرالله در ديدار جمعي از هم وطنانما                       30 مرداد 1385


ناگفته هاي سيد حسن نصرالله در ديدار جمعي از هم وطنانمان، به نظر مو به مو، شرح واقعه و پيش بيني صحيح ماجراهایی بوده که به عینه رخ داده است.


شرح ملاقات در متنی كه براي بازتاب ارسال شده: ساعاتي از شب گذشته بود تا اين كه بالاخره مكان قطعي ملاقات را به ما اعلام كردند. سريع خود را به محله «حاره حريك» رسانديم. بعد از گذشتن از يك ايست بازرسي خود را به جلوي آپارتمان چند طبقه‌اي كه ميان آپارتمان‌هاي بلند گم شده بود رسانديم. از گيت بازرسي رد شديم. برادران حزب‌الله ـ كه سخت از بر و بچه هاي خودمان تشخيص داده مي‌شدند ـ اشياء فلزيمان را گرفتند.

ديدار در يك اتاق كوچك، كه با صندلي‌هاي فايبرگلاس يا به قول خودمان پلاستيكي! فرش شده بود، انجام شد. ديوارهاي اتاق با چند تابلوي ساده كه همه نماد مقاومت بودند تزئين شده بود و ما قبل از آمدن ميزبان، آنها را تماشا مي‌كرديم.


ادامه مطلب
+نوشته شده در&سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 18:47 توسط عاشق کربلا |

 


شعری از آیت الله العظمی صافی

 شیعیان از چه جهان منقلب است؟      

 همه آفاق چرا ملتهب است؟

 رخنه افتاده به ملک و ملکوت   

    یا مگر لرزه به عرش لاهوت

 مضطرب عالم امکان شده است    

  منکسف شمس درخشان شده است

 در جنان حور به سوگ است و عزا

همه جا بزم عزا هست بپا

 متزلزل شده ارکان وجود

متفرق شده اعلام حدود

 چون بگویم که زبانم شده لال

همه باشند پریشان احوال

 خون بگرییم اگر جمله، رواست

روز قتل شه دین، شیر خداست

 پرچم شوکت اسلام شکست

عزت دین خدا رفت ز دست

 نخل ایمان و عدالت افتاد

سرو بستان هدایت افتاد

 اشقیا، شیر خدا را کشتند

لنگر ارض و سما را کشتند

 مرتضی عین خدا، نفس رسول

مرتضی جان جهان، زوج بتول

 مرتضی شمع شبستان وجود

مرتضی بنده خاص معبود

 سرش از تیغ عدو پر خون شد

نازنین صورت او گلگون شد

 رفت و از محنت این عالم رست

قلب جبریل امین از غم خست

 صوت فزت برب از او در گوش

می برد از سر ما طاقت و هوش

 از همه خلق جهان چشم ببست

به لقاء احدیت پیوست

 تا جهان، باقی و افلاک بجاست

قصه عدل علی پر آواست  

  ماه مبارک رمضان 1426        لطف الله صافي

+نوشته شده در&پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 19:45 توسط عاشق کربلا |

 


دیشب این طبع، بی‌قرار شما

خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته‌تان
واژه‌هایم عیادتی بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
می‌شود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشی‌ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی
***
واژه‌ها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینه‌ات داری
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نیست
می‌دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

+نوشته شده در&شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 18:24 توسط عاشق کربلا |

 





درنیمه رمضا ن سال سوم هجری درشهرمدینه ستاره ای پدید آمدازتباررسول ا... وذریه علی (ع) که وی راحسن به معنای خوب ونیکو نام نهادند. این مولوداعظم آنقدرکرامت داشت که پس ازولادت ، نام گذاری وی ازجانب مادربه پدروازاوبه رسول خدامحّول شد وآن حضرت هم منتظرنام گذاری پروردگارماند
.تااینکه جبرئیل، امین وحی، فرودآمدوگفت :
خدایت سلام می رساندومی گویدچون علی برای توهمانند هارون برای  موسی است نام فرزند ش رافرزندحضرت هارون (ع) یعنی شبّر قرارده رسول خدافرمود : زبان من عربی است وشبّرعبری است جبرئیل گفت شبّردرزبان عرب به معنای .« حسن» است (1)
القاب حضرت : مجتبی – تقی- زکی- سید- سبط وکنیه اش ابومحمدمی باشد.
دوران زندگانی 47 ساله و10 سا ل مدت امامت امام حسن مجتبی (ع) بافرازونشیب های بسیاری همراه بوده است که نگارنده دراین مجال قصدورود به آن راندارد.
اما آنچه سبب این نوشتارگردید فریاد رسی محرومان وبخشش بی نظیرامام مجتبی (ع) بوده است .درآئین اسلام ثروتمندان مسوولیت سنگینی دربرابرمستمندان وتهیدستان اجتماع به عهده دارندوبه حکم پیوندهای عمیق معنوی ورشته های برادری دینی که درمیان مسلمانان برقراراست باید همراه درتامین نیازمندیهای محرومان اجتماع کوشاباشند.
پیامبراسلام (ص) وپیشوایان دینی مانه تنها سفارشهای مؤکدی دراین زمینه نموده اندبلکه هرکدام درعصرخودنمونه برجسته ای ازانسان دوستی وضعیف نوازی به شمارمی رفتند(2)
« سیوطی» درتاریخ خودمی نویسد حسن بن علی دارای امتیازات اخلاقی وفضائل انسانی فراوانی بود. اوشخصیتی بزرگوار، بردبار، باوقار، متین، سخی ، وبخشنده ومورد ستایش مردم بود.(3)
اما متاسفانه امروزه مشاهده می شوداگرثروتمندی دستگیری فقیری رامی کند چنان رفتارمی شود که کرامت انسان نیازمند خدشه دارمی گردد وگاهی اوقات چون برای ریاوتظاهراین عمل صورت می گیرد نه تنهاباسیره امام مجتبی (ع) سازگارنیست بلکه درمقابل آن می باشد.
به عنوان نمونه وقتی اون آقای حاجی بازاری مبلغی رابرای کمک به مستمندان اختصاص می دهد اگرفرداروزی برروی کالای داخل حجره ومغازه خودافزون نکردوبه بنده گان خدانفروخت هنرکرده است .یادم می آید زمان جنگ تحمیلی یکی ازدوستان نقل میکردقطعه ای ازماشین آلات راه سازی رابرای یکی ازسازمانهای دولتی خریده بودبه یک نرخ مشخص وقتی بعدازمدت کوتاهی بین یک هفته تاده روزبرای خریدهمان قطعه به همان فروشنده مراجعه کرده بودقیمت آن راتقریبا" دوبرابرگفته بود وقتی علت راازوی جویامی شود حاجی بازاری محترم کشوی میزخودرابازمی کندوقبض کمک به جبهه رابه اونشان می دهد وهنگامی که اصرارمی کندآخه من چندی قبل به این قیمت خریده بوده ام پاسخ می شنودازشمانگیرم ازکی بگیرم آیامی توان بااین تفکرشیعه امام حسن (ع) بودمواردی ازگونه کم نیست اگرچه خیرین شریف وپاک وارزشمندی هستند که دامن آنها ازاین گونه اعمال مبرامی باشدولی درمملکت اسلامی یک مورد هم زیاداست ونباید مشاهده شود.
نوشته اند حضرت مجتبی (ع) درطول عمرخوددوبارتمام اموال ودارائی خودرادرراه خداخرج کردوسه بارثروت خودرابه دونیم تقسیم کرده ونصف آن رابرای خودنگهداشت ونصف دیگررادرراه خدابخشید.(4)
بامطالعه زندگانی امام حسن مجتبی (ع) درمی یابیم که گره گشائی ورفع نیازمندیهای افرادوگرفتاران ازشاخصه های حسن حسن (ع) بوده است که به ما درس پیروی واطاعت ازاین امام همام رامی آموزد.به امیدروزی که خداوندتوفیق پیروی ازسیره ومنش امام جود وسخا را به همه ماعنایت فرماید.

+نوشته شده در&پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 11:1 توسط عاشق کربلا |

 


+نوشته شده در&چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 21:56 توسط عاشق کربلا |

 

به نام خداى بخشنده مهربان

ستايش مخصوص توست اى خداوند بخشش و بزرگى و مقام بلند بزرگوارى تو را سزد كه به هر كه خواهى عطا كنى و از هر كه خواهى منع كنى.
اى خداى آفريننده من و نگهبان و پناه من من در هر حال سختى و آسودگى بسوى تو مى ‏نالم
اى خدا اگر چه گناه من بزرگ و بسيار است باز عفو و بخشش تو از گناه من بزرگتر و وسيعتر است .
اى خدا اگر من خواهش هاى نفس خود را پيروى كردم اكنون چرا در مرغزار پشيمانى مى ‏كنم .
اى خدا تو حال زار مرا مى ‏بينى و از فقر و پريشانيم آگاهى و تو مناجات و راز و نياز پنهانم را مى ‏شنوى .
اى خدا اميد مرا قطع مكن و به نوميدى تاريك مگردان دلم را كه چشم اميدم همه بر عطاى بى انتهاى توست .
اى خدا تو اگر مرا نوميد كنى يا از درگاهت برانى ديگر كيست كه به وى اميدوار باشم و كه را نزد تو شفيع آرم .
اى خدا مرا از قهر و عذابت در پناه خود گير كه من بنده اسير و ذليل توام و ترسان و خاضع به درگاه تو .
اى خدا به من حجتى بياموز كه مرا مايه انس و آرامى گردد در آن ساعت سخت كه قبر منزل و خوابگاه من خواهد بود .
اى خدا اگر مرا هزار سال عذاب كنى باز رشته اميدم از رحمتت قطع نخواهد گشت .
اى خدا شيرينى و لذت عفوت را روزى به من بچشان كه مال و فرزندان را در آن روز سودى نخواهد بود .
اى خدا اگر توبه كردم رعايت حال من نكنى كارم ضايع است و اگر از لطف رعايت كنى تباه نخواهم گشت .
اى خدا اگر تو از غير مردم نيكوكار عفو و بخشش نفرمايى پس آنان كه به هواى نفس زشتكارند كه آنها را خواهد بخشيد .
اى خدا اگر من در راه تقوى كوتاهى كردم اينك از پى عفو و بخشش بى ‏حساب تو مى‏ آيم .
اى خدا اگر من از جهل و نادانى خطاها كرده ‏ام اميدم به كرم و رحمتت بسيار بوده تا آنجا كه گويند چقدر بى ‏باك است .
اى خدا گناهان من از كوههاى بلند افزون‏تر و بالاتر است و عفو و بخشش تو از گناه من بسى بزرگتر و بلندتر است .
اى خدا ياد لطف و احسان تو سوز دل و پريشانيم را آرام مى‏ بخشد و ياد خطاها و گناهان ديده ‏ام گريان مى‏ سازد .
اى خدا از خطايم درگذر و گناهانم را محو كن زيرا من به گناه خود مقر و از آن ترسان و به درگاه تو نالانم .
اى خدا تو از جانب خود مرا نشاط و آرامش خاطر عطا كن كه من جز درهاى فضل و كرمت را نمى ‏كوبم .
اى خدا اگر تو مرا از درگاه كرمت برانى يا خوار گردانى پس چه چاره انديشى و چكار توانم كرد .
اى خدا آنكه مشتاق توست شب همه را بيدار است و به مناجات و دعا مشغول اما غافلان تا به صبح در خوابند .
اى خدا اين مخلوق ضعيف بين خواب و بيدارى است و بسير به درگاهت ناله و تضرع مى ‏كنند .
و همه به احسانت چشم دارند و به رحمت بى ‏پايان تو اميدوارند و به بهشت ابدت طمع بسته ‏اند .
اى خدا اميدواريم به لطف تو مرا نويد سلامت مى‏دهد ولى قبايح اعمال مرا به سرزنش و رسوايى مى كشد .
اى خدا اگر مرا ببخشى عفو تو نجات بخش من است وگرنه من به گناه مهلك هلاك خواهم شد .
اى خدا به حق پيغمبر هاشمى محمد (ص) و به حرمت بندگان پاكت كه نزد تو خاضع و خاشعند .
اى خدا به حق مصطفى (ص) و پسر عمش على (ع) و احترام نيكان كه همه به درگاهت متواضعند .
اى خدا مرا بر دين پيغمبرت احمد (ص) محشور گردان در حالى كه به درگاهت با ناله و انابه و تقوى و تواضع آيم .
اى خداى من و اى سيد و مولاى من مرا محروم مگردان از شفاعت كبراى پيغمبرت كه شفاعت او پذيرفته است .
و درود فرست بر او و آلش مادامى كه نيكان و موحدان دعا و مناجات كنند و به درگاهت راكع باشند.

+نوشته شده در&سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:37 توسط عاشق کربلا |