تبليغاتX
:: بیت الحسین ::  

بیت الحسین         

 


Download    Play  حاج محمود کريمي آب کفن هنوز يارب نگشته خشک
Download    Play  حاج محمود کريمي داد از دل حيدر
Download    Play  حاج محمود کريمي عشق بر دلها شهامت مي دهد
Download    Play  حاج محمود کريمي جان من بر لب رسيده
Download    Play  حاج محمود کريمي کجا حال مرا بداند جز تو کس
Download    Play  حاج محمود کريمي مادر مادر ، وا اُماه
Download    Play  حاج محمود کريمي مادر جان مرو مرو
Download    Play  حاج محمود کريمي ممنونم اگر نروي ، مي ميرم اگر بروي
Download    Play  حاج محمود کريمي تا چند کشم هر سو اين قد کماني را
Download    Play  حاج محمود کريمي يا فاطمه يا اُماه
Download    Play  حاج سعيد حداديان من مرغ عشق حيدرم
Download    Play  حاج سعيد حداديان يا فاطمه يا فاطمه
Download    Play  بني فاطمه خبر داري که از عشق تو من ديوانه گشتم
Download    Play  حاج منصور ارضي با زينب زارت کن گفتگو مادر
Download    Play  حاج منصور ارضي اُم النُجَبا يا فاطمه
Download    Play  حاج منصور ارضي شهيده مدينه يا زهرا
Download    Play  حاج منصور ارضي شير خدا شد خون جگر
Download    Play  حاج منصور ارضي يا علي کوثرت ، قرآنت شد بسته
Download    Play  حاج محمد طاهري با اين دل بشکسته ام بار سفر را بسته ام
Download    Play  آينه چي زهرا زهرا يا زهرا
Download    Play  رحيمي خداحافظ علي جان

 

التماس دعا

+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:54 توسط عاشق کربلا |

 

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

ادامه مطلب
+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:51 توسط عاشق کربلا |

 

در اوراق تاریخ


در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

با ذکریه صلوات برین به ادامه مطالب


ادامه مطلب
+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:47 توسط عاشق کربلا |

 

 
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
 

+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:0 توسط عاشق کربلا |

 

 

 

 

مرتضي گفت:اگر من نباشم، مي‌خواهيد روايت فتح را چه بكند؟

چند لحظه‌اي گذشت، دوباره برگشت و به من گفت كه راستي حرفي داشتم. انتظار هر چيزي را داشتم غير اين چيزي را كه مرتضي گفت. گفت: فكر كردي اگر من نباشم، مي‌خواهيد روايت فتح را چه بكني؟ گفتم: تعطيل مي‌كنيم. مرتضي بنابر پيشنهادي كه شد براي ضبط برنامه‌هايي كه در ارتباط با دو كوهه بود، در ايام ماه مبارك رفت دو كوهه، روزهاي چهاردهم فرودين بود كه دو كوهه رفتند. اميد داشتيم چند تا برنامه در مورد دو كوهه كار كنيم. از همان اهواز زنگ زد كه فلاني ما آمديم دو كوهه، برنامه‌اي نيست. موضوع ندارد. چه كار كنيم؟ گفتم نمي‌دانم. اين اولين تماسش بود. برايم عجيب بود كه نتوانسته كاري بكند. يكي دو روز بعدش تماس گرفت. مجدا گفتم آقا مرتضي كجايي؟ گفت: اهواز گفتم چي شد. گفت دو كوهه خوب نبود. گفتم چرا برنمي‌گردي. گفت چند نفر از بچه‌ها جمع شدند و مي‌گويند برويم فكه.

با ذکر یه صلوات برین به ادامه مطالب


ادامه مطلب
+نوشته شده در&جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:57 توسط عاشق کربلا |

 

جستجوی مفقودین

   
سابقه كار تفحص به ايام دفاع مقدس برمي‌گردد، شايد از همان روزهاي نخستين دفاع در برابر رژيم متجاوز بعثي بود كه كار جستجوي شهدا نيز شكل گرفت، البته اين كار ابتدا در قالب واحد رفاه كه قبل از تشكيل ، تعاون سپاه ناميده مي‌شد، انجام مي‌گرفت كه سازمان معيني نداشت. همان رزمندگاني كه در خط مقدم شركت مي‌كردند، مهمات حمل و نقل مي‌كردند و يا نفرات را جابجا مي‌كردند، مجروحين و شهدا را هم تخليه مي‌كردند.

اولين واحدي كه براي عمليات تفحص سازمان يافت در سرپل ذهاب بود كه كتابخانه شهر براي اين امر تدارك ديده شده بود كه تا آن زمان بيشتر بعنوان درمانگاه و بهداري مورد استفاده قرار مي گرفت. به هر حال شهدا را هم در همانجا تخليه مي كردند. تا اينكه در عمليات ثامن‌الائمه بعداز فرار بني‌صدر خائن ، توفيق بزرگي حاصل شد و احساس گرديد كه موضوع تخليه شهدا بايد سازمان يافته‌تر انجام شود. دوستاني كه از اصفهان آمده بودند ازجمله آقاي "عليرضا نباتي" كه مسئول تعاون سپاه اصفهان بود، پيشنهاد تهيه پلاك را داد كه در عمليات ثامن‌الائمه براي بچه‌هاي اصفهان استفاده شده بود كه زنجير هم نداشت. و به جاي زنجير از سيم تلفن استفاده مي‌شد. معمولاً كار شناسايي شهداء در همان منطقه عملياتي صورت مي‌گرفت تا اينكه در عمليات فتح المبين كامل تر شد. قبلاً از آن شهيد بزرگوار «خوش اخلاق» مسئول تعاون سپاه اهواز كه در عمليات آزادسازي بستان به شهادت رسيد، مسئوليت شناسايي شهدا را داشتند. پس از ايشان "حاج كاظم علم الهدي" اخوي شهيد «حسين علم الهدي» به كمك ما آمدند و اين كار در خوزستان به شكل منطقي سامان يافت. با تشكيل معراج شهداء در كارخانه سپنتا ، سازمان آماده‌تر شد.
با ذکر یه صلوات برین به ادامه مطالب

ادامه مطلب
+نوشته شده در&دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:22 توسط عاشق کربلا |

 

ترجمه دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه

نيايش آن حضرت در ابراز فروتني و تواضع
پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ي سخنم را از هم گسسته است و من عذري اقامه نتوانم كرد. پس همچنان اسيرِ گرفتاري و گروگانِ كردار خويشتنم. در ميان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بيراه شده‌ام و دستم از چاره كوتاه است.
من خود را در جايگاه گنهكارانِ سرشكسته قرار داده‌ام؛ در جايگاه شوربختاني كه با تو گستاخي مي‌ورزند و تهديدهايت را سبك مي‌شمارند.
پاك و منزّهي تو، به چه جرئتي با تو گستاخي كردم؟ و با كدامين فريب خود را به ورطه‌ي نابودي افكندم؟
اي مولاي من، بر من رحمت آور كه به صورت بر زمين افتاده‌ام و از راه لغزيده‌ام. به حِلم خود از ناداني‌ام درگذر، و به احسان خود از بدكرداري‌ام، كه به گناه خود اقرار دارم و به خطاي خود معترفم. اينك اين دست من و اين سَرِ من كه براي
قصاص از خود آن را با فروتني تسليم كرده‌ام. بر پيري‌ام و پايان گرفتنِ روزگارم و نزديك شدنِ مرگم و ناتواني و درويشي و بيچارگي‌ام رحمت آور.
مولاي من، به من رحم كن آن گاه كه پايم از دينا بريده شود، و يادم از خاطر آفريدگان برود، و همچون كسي كه يكباره از ياد رفته است، به جمع فراموشان درآيم.
مولاي من، آن گاه كه چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، كه واي بر غفلت من از آنچه در پيش رو دارم.
مولاي من، در آن روز كه از گور خود به درآيم و زنده شوم، به من رحم كن، و در آن روز جاي ايستادنِ مرا براي حساب در ميان دوستدارانت قرار ده، و چنان كن كه با دوستانت به سوي ميزان روانه شوم و در سايه‌ي قربِ تو منزل گزينم، اي پروردگار هستي‌ها.

+نوشته شده در&پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 20:18 توسط عاشق کربلا |