تبليغاتX
:: بیت الحسین ::  

بیت الحسین         

 


اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛

سلام بر ولى خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛

سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

سلام بر حسین مظلوم و شهید

اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاری‌ها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ

خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود كه كامیاب شد

بایه صلوات برید به ادامه مطلب

دعا برای این حقیر فراموش نشه


ادامه مطلب
+نوشته شده در&یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 6:50 توسط عاشق کربلا |

 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
 

 اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

 

 نخستين اربعين

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.

  

 اربعين و عرفان

 اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.

و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

+نوشته شده در&یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 6:44 توسط عاشق کربلا |

 

عمه، بابایم کجاست؟

اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می‏تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله‏ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی‏نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می‏گیرد و لحظه‏ای آرام ندارد، با نگاه‏های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می‏جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی‏جواب می‏گذارد و او باز هم می‏پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»

لحظه‏های بی‏قرار

این جا خرابه‏های شام، منزل‏گاه اهل بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می‏شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش‏های پدر را می‏خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه‏السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه‏السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می‏آورد و دستان پر مهر او را احساس می‏کرد.

 دلتون شکست این حقیرو هم دعا کنید

بایک صلوات برید به ادامه مطالب


ادامه مطلب
+نوشته شده در&شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 7:13 توسط عاشق کربلا |

 

 

یکی بود یکی نبود به زیر گنبد کبود یه دختر سه ساله ای که نام اون رقیه بود

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

شب ها به یاده مادرش دوریو هی بهونه کرد

بابا حسین آروم آروم موهاشو هی شونه می کرد

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

به دخترش می گفت عزیز ، به درد بابا مرحمی شبیه مادر منی

با تو نمی مونه غمی ، می گفت که دختر بابا بزار چشمات رو بوس کنم

آرزوم عزیزه من ، یه روزه تو رو عروس کنم

لباسشو عوض می کرد ، اونو رو شونش می گذاشت

هر کجا می رفت اون رو می برد ، هیچ کجا تنهاش نمی گذاشت

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

تا که یه روز به دخترش ، گفت که می خواد بره سفر

رقیه به بابا می گفت منـــــــــــــم ببر منم ببــــــــــــــــــــــــــــــر

دخترک قصه ی ما باباشو رو خیلی دوست می داشت

دلش نمی خواست که بره یا اون رو تنها می گذاشت

شیرین زبونی کرد گفت برای من سوغات نخر من التماست می کنم دخترت رو با خود ببر

دل بابا طاقت نداشت ، گریه هاشو نگاه کنه ، بغض بکنه ، آه بکشــــــه ، زندگشون تباه کنه

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

تمام اهله خونه رو ، برد با خودش سو بلا ، رفت به زمینی که حالا بهش می گن کربلا

توی اون زمین آدم بدا جمع شده بودن واسه جنگ ، یه مشت حسود کینه ای ، یه عده نامرد دو رنگ

تا که یه روز ظهر بابا گفت دختر ناز و با وفا بیا بشین روی پاهام دارم می رم پیش خدا

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

گوش بده حرف پدرو دختر خوب و مهربون ، من که دارم می رم ولی تو پیشه عمه ات بمون

با گریه گفت بابا حســـــــــــین ، می یام تو رو هم می برم ، موقع اومدن برات ، گوشواره سوغات می یارم

بابا حسین رفت آسمون ، دیگه به پیشش برنگشت دختر قصه مونده بود ، تنها و بی کس توی دشت

بعد بابا اون آدما خیمه ها رو آتیش زدن

رقیه هی کتک می خورد می گفت بابا اینا بـــــــــــــــــــدن

آدما بدا به دخترت می زدن و می خندیدن بسته بودن دسته اونو به یک طناب می کشیدن

دختره خسته توی راه پای برهنه می دوید

یکی از اون آدم بدا اومدو موهاشو کشید

به عمه می گفت انگاری بابام منو دوست نداره

خودش گفت می یام پیشت برام گوشواره می یاره

اومد بابا ولی چه سود یه سر که دیگه تن نداشت موهاشو پاک کردو آروم اونو رو دامنش گذاشت

حرفشو گفت پیشه بابا آروم آروم باهاش داشت می شکست

بابا رو توی بغلش می گرفت بعد چشماشو با حس می بست

دخترک قصه ی ما فرشته بودو پر کشید با پدرش رفت آسمون رفت تا که به خدا رسید

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان

 شهادت حضرت رقیه (ص) را به امام زمان (عج) و تمامی شیعیان دنیا تسلیت عرض مینماییم.

+نوشته شده در&شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 7:10 توسط عاشق کربلا |

 

گفتم: خسته ام
گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53) ::. 
  
گفتم: هيشكي نمي دونه تو دلم چي مي گذره
گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

 گفتم: غير از تو كسي رو ندارم
گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد
.:: ما از رگ گردن به انسان نزديك تريم (ق/16) ::.

 گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي!
گفتي: فاذكروني اذكركم
.:: منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/152) ::.

 گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟
گفتي: و ما يدريك لعل الساعة تكون قريبا
.:: تو چه مي دوني! شايد موعدش نزديك باشه (احزاب/63) ::.

 گفتم: تو بزرگي و نزديكت براي منِ كوچيك خيلي دوره! تا اون موقع چيكار كنم؟
گفتي: واتبع ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الله
.:: كارايي كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (يونس/109) ::.

 گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده ات هستم و ظرف صبرم كوچيك... يه اشاره كني تمومه!
گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم
.:: شايد چيزي كه تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 گفتم: انا عبدك الضعيف الذليل... اصلا چطور دلت مياد؟
گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم
.:: خدا نسبت به همه ي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته
گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا
.:: (مردم به چي دلخوش كردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشن (يونس/58) ::.

 گفتم: اصلا بي خيال! توكلت علي الله
گفتي: ان الله يحب المتوكلين
.:: خدا اونايي رو كه توكل مي كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

 گفتم: خيلي چاكريم!
ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع كن! يادت باشه كه:

و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره
.:: بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت مي كنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا مي كنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر مي كنن (حج/11)

+نوشته شده در&جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 17:44 توسط عاشق کربلا |

 

تقويم تاريخ اهل بيت (ع)، ويژه ماه صفر
اول صفر، 37 هجري آغاز جنگ صفين ميان سپاهيان امير مومنان (ع) و لشكريان معاويه بن ابي سفيان.
اول صفر، 61هجري: ورود اسيران واقعه كربلا به شام.
سوم صفر، 57 هجري: ميلاد مسعود امام محمد باقر (ع).
سوم صفر، 120 هجري: شهادت زيد بن علي (ع)
پنجم صفر، 61 هجري: شهادت حضرت رقيه بنت الحسين (ع).
هفتم صفر، 128 هجري: ميلاد مسعود امام موسي كاظم (ع).
هشتم صفر، 35 هجري: وفات سلمان فارسي.
نهم صفر، 37 هجري: شهادت عمار بن ياسر در جنگ صفين.
نهم صفر، 38 هجري: وقوع جنگ نهروان ميان سپاهيان امير مومنان (ع) و فرقه خوارج.
بيستم صفر، سوم هجري: فاجعه بئر معونه و كشته شدن چهل تن از مبلغان پيامبر اسلام (ص)
بيستم صفر، 61 هجري: اربعين شهادت اباعبد الله الحسين (ع) و زيارت قبر آن حضرت توسط جابر انصاري.
بيست وهفتم صفر، 11 هجري: كشته شدن اسود عنسي، متنبي زمان رسول خدا (ص).
بيست وهفتم صفر، 11 هجري: ماموريت اسامه بن زيد از سوي رسول خدا (ع) براي نبرد با سپاه روم.
بيست وهشتم صفر، 11 هجري: رحلت جانسوز پيامبر اكرم (ص).
بيست و هشتم صفر، 11 هجري: ناديده گرفتن حق مسلم امام علي (ع) و انتخاب ابي بكر به خلافت اسلامي.
بيست وهشتم صفر، 50 هجري: شهادت جانگداز امام حسن مجتبي (ع).
آخرين روز صفر، اول هجري: توطئه سران قريش براي كشتن پيامبراكرم (ص).
آخرين روز صفر، 203 هجري: شهادت مظلومانه امام رضا (ع) در خراسان.
صفر، سوم هجري: واقعه رجيع و كشته شدن مبلغان رسول خدا (ص).
صفر، هفتم هجري: حركت رسول خدا(ص) از مدينه براي نبرد با يهوديان خيبر.
صفر، 36 هجري: نصب نخستين استانداران ولايات اسلامي از سوي امير مومنان (ع).
صفر، 36 هجري: اعزام قيس بن سعد انصاري به مصر ازسوي امير مومنان (ع).
صفر، دوم هجري: وقوع غزوه ابوا.
صفر، 251 هجري: قيام اسماعيل بن يوسف علوي بر ضد مستعين عباسي
 

آداب ماه صفر

1- سزاوار است كه روز اربعين را روز اندوه خود دانسته و تلاش نمايد براى يك بار هم كه شده ، كنار مزارش او را زيارت نمايد.
2- مستحب است كه در پايان روز اربعين نيز مانند ساير روزهاى مهم از خداوند بخواهد حال و عمل او را اصلاح نموده و به حامى آن روز كه از معصومين عليه السلام مى باشد توسل جويد.
(روزهاى هفته كه هر كدام مربوط به معصومى عليه السلام مى باشد در آخر اين بخش خواهد آمد).
3- وفات پيامبر صلي الله عليه و آله نيز در اين ماه واقع شده است ؛ سزاوار است در اين روز به گونه اى اندوهگين بوده و عزادارى نمايد كه شايسته اتفاق بزرگ اين روز و ناگواريهايى كه بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله رخ داده است ، باشد.
4- مستحب است كه در روز وفات پيامبر صل الله عليه و آله با زيارتهايى كه وارد شده يا با زيارتى كه خود با يارى خداوند مى سازد، او را زيارت نمود.

-5 زيارت امام حسن مجتبى عليه السلام نيز در اين روز استحباب دارد، چرا كه شهادت او در همين روز است .

 

+نوشته شده در&چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 8:26 توسط عاشق کربلا |

 


کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

کربلا

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

بارگاه حضرت عباس علیه السلام

+نوشته شده در&سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 20:25 توسط عاشق کربلا |

 

به نام خدا 

 به نام لاله‌های پرپر کرب و بلا

مرگ در عزت بهتر از رندگی در لذت است. (سرور شهيدان)

هر‌کی می‌ره کرب و بلا می‌دونه 

با ديدنش دلــش ميشــه ديــونه

مـــا که کــرب و بلا نديديــــم 

 تو حسرت  کرب و بلا می‌مونيم!

!!!تو حسرت ديدن کرب و بلا قلبم داره می‌سوزه!!!

حسين؛ ای يگانه مرد شجاعت

حسين؛ ای اسطوره مروت و جوانمردی

حسين؛ ای سمبل اخلاق نيکو

حسين؛ ای مرد تقوا و توحيد

 حسين؛ ای الگوی اطمينان قلب

حسين؛ ای الگوی بی نظير آرامش

حسين؛ ای الگوی قلب توانمند  

حسين ... حسين ... حسين ... حسين

حسين؛ ای برپا کننده عدل الهی

حسين؛ ای بزرگ شده دامان پاکان

حسين؛ ای مظهر عزت نفس

حسين؛ ای روح عزت و بزرگ منشی

حسين؛ ای اقامه کننده عدل الهی

حسين؛ ای معلم شجاعت و  قناعت

حسين؛ ای قهرمانترين قهرمانان

حسين؛ ای مخلص‌ترين اخلاص‌کنندگان

حسين؛ ای نجات دهنده مردم از عذاب الهی

حسين؛ ای الگوی آزادگی

حسين؛ ای اوج شکيبايی و صبر

حسين؛ ای معلم بشريت

حسين؛ ای معلم درس زندگی با عزت

حسين ... حسين ... حسين ... حسين

حسين؛ در همه حال به ياد خدا بود

به ياد او که به دلها آرامش می‌بخشد

به ياد او آرامش قلب پيدا کنيم

لا حول و لاقوه الا بالله العلی العظيم

حسين؛ دنيای اخلاص

اخلاص و زنده نگه داشتن و خون خدا شدن

کــــــــــــــربلا

ای سرزمين خون‌های پاک و مقدس

ای سرزمين پيکر حسين و يارانش

ای  سجده‌گاه عاشقان

خوشا به سعادت تو ای خاک پاک کرب و بلا

ای خاک پاک کرب و بلا

تربتت موجب شفاست

حسين ... حسين ... حسين ... حسين

حسين؛ کسی بود که بزرگترين ارزش والای انسانی در وجودش تجلی يافته بود

و مظهر راز و رمز جاودانه شجاعت و شهامت برای عصرها و نسل ها شد

بين الحرمين عشقِ عالمين

يكســــو حرمِ اربابم حسين

يكســــو حرمِ مقطوع اليدين

به ما ها ميگن مجنون الحسين

اينجا رو ميگــــن جنت الحسين

سلام دوستان عزيزم

بیایید برای انتقام گیرنده آقا امام حسین و مادرشان و پدرشان و کل مظلومان عالم دعاکنیم

  خداوندا!!!

ای خدای حسينم !!!!

ای کاش می‌شد چشمانم روزی زيارت کننده جنت الحسين و بيت الحرمين باشه

با آمدن صاحب الزمان (عجل الله تعالی ارواحنا الفداه )

ای کاش میشد هرچه زود تر برای خانم فاطمه الزهرا حرم بسازیم و بریم زیارت پیش خانم

ای خدای حسينم !!!!

ديدن کربلا را قسمت همه عاشقان امام حسين بفرما.

الهی آمين

+نوشته شده در&یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 21:10 توسط عاشق کربلا |

 

 

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

باذکر صلوات به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+نوشته شده در&چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 15:40 توسط عاشق کربلا |