|
بیت الحسین |
|
اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛ سلام بر ولى خدا و دوست او اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛ سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ سلام بر حسین مظلوم و شهید اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاریها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیدهات و فرزند برگزیدهات بود كه كامیاب شد بایه صلوات برید به ادامه مطلب دعا برای این حقیر فراموش نشه ادامه مطلب
عمه، بابایم کجاست؟اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه میتواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه سالهای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بینوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ میگیرد و لحظهای آرام ندارد، با نگاههای کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را میجوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بیجواب میگذارد و او باز هم میپرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...» لحظههای بیقراراین جا خرابههای شام، منزلگاه اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه میشوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازشهای پدر را میخواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیهالسلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیهالسلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد میآورد و دستان پر مهر او را احساس میکرد. دلتون شکست این حقیرو هم دعا کنید بایک صلوات برید به ادامه مطالب ادامه مطلب یکی بود یکی نبود به زیر گنبد کبود یه دختر سه ساله ای که نام اون رقیه بود رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان شب ها به یاده مادرش دوریو هی بهونه کرد بابا حسین آروم آروم موهاشو هی شونه می کرد رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان به دخترش می گفت عزیز ، به درد بابا مرحمی شبیه مادر منی با تو نمی مونه غمی ، می گفت که دختر بابا بزار چشمات رو بوس کنم آرزوم عزیزه من ، یه روزه تو رو عروس کنم لباسشو عوض می کرد ، اونو رو شونش می گذاشت هر کجا می رفت اون رو می برد ، هیچ کجا تنهاش نمی گذاشت رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان تا که یه روز به دخترش ، گفت که می خواد بره سفر رقیه به بابا می گفت منـــــــــــــم ببر منم ببــــــــــــــــــــــــــــــر دخترک قصه ی ما باباشو رو خیلی دوست می داشت دلش نمی خواست که بره یا اون رو تنها می گذاشت شیرین زبونی کرد گفت برای من سوغات نخر من التماست می کنم دخترت رو با خود ببر دل بابا طاقت نداشت ، گریه هاشو نگاه کنه ، بغض بکنه ، آه بکشــــــه ، زندگشون تباه کنه رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان تمام اهله خونه رو ، برد با خودش سو بلا ، رفت به زمینی که حالا بهش می گن کربلا توی اون زمین آدم بدا جمع شده بودن واسه جنگ ، یه مشت حسود کینه ای ، یه عده نامرد دو رنگ تا که یه روز ظهر بابا گفت دختر ناز و با وفا بیا بشین روی پاهام دارم می رم پیش خدا رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان گوش بده حرف پدرو دختر خوب و مهربون ، من که دارم می رم ولی تو پیشه عمه ات بمون با گریه گفت بابا حســـــــــــین ، می یام تو رو هم می برم ، موقع اومدن برات ، گوشواره سوغات می یارم بابا حسین رفت آسمون ، دیگه به پیشش برنگشت دختر قصه مونده بود ، تنها و بی کس توی دشت بعد بابا اون آدما خیمه ها رو آتیش زدن رقیه هی کتک می خورد می گفت بابا اینا بـــــــــــــــــــدن آدما بدا به دخترت می زدن و می خندیدن بسته بودن دسته اونو به یک طناب می کشیدن دختره خسته توی راه پای برهنه می دوید یکی از اون آدم بدا اومدو موهاشو کشید به عمه می گفت انگاری بابام منو دوست نداره خودش گفت می یام پیشت برام گوشواره می یاره اومد بابا ولی چه سود یه سر که دیگه تن نداشت موهاشو پاک کردو آروم اونو رو دامنش گذاشت حرفشو گفت پیشه بابا آروم آروم باهاش داشت می شکست بابا رو توی بغلش می گرفت بعد چشماشو با حس می بست دخترک قصه ی ما فرشته بودو پر کشید با پدرش رفت آسمون رفت تا که به خدا رسید رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان رقیـــــــــــــــه جان رقیه جــــــــــان شهادت حضرت رقیه (ص) را به امام زمان (عج) و تمامی شیعیان دنیا تسلیت عرض مینماییم. گفتم: خسته ام گفتم: غير از تو كسي رو ندارم گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي! گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟ گفتم: تو بزرگي و نزديكت براي منِ كوچيك خيلي دوره! تا اون موقع چيكار كنم؟ گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده ات هستم و ظرف صبرم كوچيك... يه اشاره كني تمومه! گفتم: انا عبدك الضعيف الذليل... اصلا چطور دلت مياد؟ گفتم: دلم گرفته گفتم: اصلا بي خيال! توكلت علي الله گفتم: خيلي چاكريم! و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره
به نام خدا به نام لالههای پرپر کرب و بلا مرگ در عزت بهتر از رندگی در لذت است. (سرور شهيدان) هرکی میره کرب و بلا میدونه با ديدنش دلــش ميشــه ديــونه مـــا که کــرب و بلا نديديــــم تو حسرت کرب و بلا میمونيم! !!!تو حسرت ديدن کرب و بلا قلبم داره میسوزه!!! حسين؛ ای يگانه مرد شجاعت حسين؛ ای اسطوره مروت و جوانمردی حسين؛ ای سمبل اخلاق نيکو حسين؛ ای مرد تقوا و توحيد حسين؛ ای الگوی اطمينان قلب حسين؛ ای الگوی بی نظير آرامش حسين؛ ای الگوی قلب توانمند حسين ... حسين ... حسين ... حسين حسين؛ ای برپا کننده عدل الهی حسين؛ ای بزرگ شده دامان پاکان حسين؛ ای مظهر عزت نفس حسين؛ ای روح عزت و بزرگ منشی حسين؛ ای اقامه کننده عدل الهی حسين؛ ای معلم شجاعت و قناعت حسين؛ ای قهرمانترين قهرمانان حسين؛ ای مخلصترين اخلاصکنندگان حسين؛ ای نجات دهنده مردم از عذاب الهی حسين؛ ای الگوی آزادگی حسين؛ ای اوج شکيبايی و صبر حسين؛ ای معلم بشريت حسين؛ ای معلم درس زندگی با عزت حسين ... حسين ... حسين ... حسين حسين؛ در همه حال به ياد خدا بود به ياد او که به دلها آرامش میبخشد به ياد او آرامش قلب پيدا کنيم لا حول و لاقوه الا بالله العلی العظيم حسين؛ دنيای اخلاص اخلاص و زنده نگه داشتن و خون خدا شدن کــــــــــــــربلا ای سرزمين خونهای پاک و مقدس ای سرزمين پيکر حسين و يارانش ای سجدهگاه عاشقان خوشا به سعادت تو ای خاک پاک کرب و بلا ای خاک پاک کرب و بلا تربتت موجب شفاست حسين ... حسين ... حسين ... حسين حسين؛ کسی بود که بزرگترين ارزش والای انسانی در وجودش تجلی يافته بود و مظهر راز و رمز جاودانه شجاعت و شهامت برای عصرها و نسل ها شد بين الحرمين عشقِ عالمين يكســــو حرمِ اربابم حسين يكســــو حرمِ مقطوع اليدين به ما ها ميگن مجنون الحسين اينجا رو ميگــــن جنت الحسين سلام دوستان عزيزم بیایید برای انتقام گیرنده آقا امام حسین و مادرشان و پدرشان و کل مظلومان عالم دعاکنیم خداوندا!!! ای خدای حسينم !!!! ای کاش میشد چشمانم روزی زيارت کننده جنت الحسين و بيت الحرمين باشه با آمدن صاحب الزمان (عجل الله تعالی ارواحنا الفداه ) ای کاش میشد هرچه زود تر برای خانم فاطمه الزهرا حرم بسازیم و بریم زیارت پیش خانم ای خدای حسينم !!!! ديدن کربلا را قسمت همه عاشقان امام حسين بفرما. الهی آمين
یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست . شرمنده ایم . می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم . یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم . اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم . اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم . اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم . ای یوسف زهرا ! باذکر صلوات به ادامه مطلب بروید ادامه مطلب |
شرمنده ایم زدوست که دل نیست قابلش
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ پيوندهاي روزانه خام بودم...پخته شدم...سوختم... سایت تخصصی مداحی مسعود ده نمکی انصار نیوز شیعه نیوز مرکز دانلود مداحی آرشيو پيوندهاي روزانه نوشته هاي پيشين مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386
پيوندها حضرت آقا موسسه فرهنگی مذهبی شهید گمنام پارس قران ساقی العطاشا پخش مستقیم از حرم ارباب هیئت فاطمیون (قم) حاج عبدالرضا هلالی حاج محمود کریمی پاتوق دختر وپسرهای باخدا دورکعت وبلاگ منتظرانه(نگار) ستاره سپهر یگان سلام شهدا هیئت شیفتگان حضرت ابا الفضل(لاهیجان) شهید آوینی شیعه 14معصوم این خطی از حکایت مستان کربلاست رضا امیر خانی(آخرنویسنده ها) شیعه آنلاین هیئت ثارالله طلب وصل(پاسخ به شبهات) محبان العباس الهی وربی من لیر غیرک؟ گوش تا گوش حلقوم وب لاگ شخصی حاج سعید حدادیان مهر بیکران مجنون حسینم مدیون ابوالفضل شیعه گرافیک تشنه دیدار کربلا آنالیز ریاضی قرآن یایوسف گمگشته زهرا(س) ضذ وهابیت دردونه خلوت شبهای تنهایی محاکمه طراح قالب monesam khoda پشتيباني
|
||||||||||||||||