تبليغاتX
:: بیت الحسین ::  

بیت الحسین         

 


پدرم و علی بن الحسین و جماعتی از مشایخ و اساتیدم رحمة الله علیهم٬از سعد ابن عبدالله٬از احمد بن محمد و محمد بن الحسین از محمد ابن اسماعیل بن بزیع٬از صالح بن عقبه٬از زید شحام٬وی گفت:

محضر ابی عبدالله علیه السلام عرض کردم:

کسی که قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کند ثوابش چیست؟

حضرت فرمودند:

مثل کسی است که خدا را در عرش زیارت نموده.

راوی گفت:عرضه داشتم:

چه اجر و ثوابی است برای کسی که یکی از شما اهل بیت را زیارت کند؟

حضرت فرمودند:

مثل کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت نموده است.

کامل الزیارات باب پنجاه و نهم حدیث اول

شکر خدا را که در پناه حسینیم

گیتی ازیـن خوبـتـر پـــناه ندارد

+نوشته شده در&دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 23:3 توسط عاشق کربلا |

 

درد دل با محبوب


یا غافر الخطیئات
یا غافر الخطایا
یا غافر الذنب
یا غافر المذنبین
یا غافر من استغفره
یا عظیم العفو
یا واسع المغفره
یا خیر الغافرین
یا ذالعفو و الرضا
یا ذالعفو و الغفران
یا من لا یسئل الا عفوه
یا من لایغفر الذنب الا هو
یا عفو یا غفور
یا کریم الصفح
(ای خدایی که با بزرگواری از گناه بنده هات می گذری!)

مهربونم به هزاران طریق صدات میکنم تا دلتو به دست بیارمو این بنده ی روسیاهتو ببخشی؛

یا قابل التوبات
(خدا تنها تویی که توبه مارو میپذیری!)
یا حبیب التوابین
(خدا فقط تو رفیق ما گناه کارایی!)
یا من یقبل عذر التائبین
(خدا هر عذر و بهونه ای برای بنده هات میارم منو نمی بخشن!!!
تو عذر منو بپذیر و از گناه ما بگذر)
یا من یقبل التوبية عن عباده
(خدا مگه تا حالا بندگیتو نکردم؟
مگه تا حالا با تو قهر بودم؟
خدا من هنوز بنده و مطیع توام! تو از گناه ما بگذر...)
یا من یحب التوابین
(قربون دوست داشتنات برم که همیشه شرمندم کردی!!!)

یا عالم الخفیات
(خدا فقط تو از گناه من   با خبری)
یا عالم السر
(خدا فقط تو از راز دل  من با خبری)
یا من لم یؤاخذ بالجریره
(خدا تنها کسی که وقتی گناه ما رو دید مؤاخذمون نکرد تو بودی!!!)
یا من ستر القبیح
(خدا فقط تو میتونی کار زشت منو   بپوشونی!!!)


یا خیر الحاکمین
(خدا فقط تو میتونی به درستی بین ما حکم کنی)
یا من هو شدید المحال
(خدا ما بنده های ضعیف توایم،
مگه چقدر میتونیم در مقابل عذاب تو تاب بیاریم؟
تو رحم کن
تو ببخش!!!)

یا من یعلم ضمیر الصامتین


یا من یری بکاء الخائفین
(خدا فقط تو می تونی اشکای نازنین و پنهونی چشمای  منو ببینی...)

یا من الیه یفزع المذنبون

یا من الیه یقصد المنیبون
(خدا از گناهمون پشیمونیم؟
جز درگاه تو کجاست پناهگاه گناه کارای پشیمون؟
خدا هیچکس مارو نمی پذیره
تو ما رو ببخش!)

یا رجاء المذنبین
(جز تو به کی امید ببیندیم؟؟؟)


خدا شاید  عهدشو یادش رفته!!!
شاید  گمراه شده!!!
شاید ...

خدا حتی اگه حرف دلش یادش رفت تو یادت نره
خدا تو به عهدت وفا کن!!!

یا ذالعهد و الوفا
یا صادق الوعد
یا موفی العهد
یا من هو فی عهده وفی
یا من هو فی وفائه قوی!

یا من هو علی عباده رحیم
یا من هو بمن عصاه حلیم
(قربون بردباریت برم خالق مهربونم!)

خدا بیکسم
یا ناصر کل مخذول
تو تنهاییمو پر کن!

خدا گناه کارم
یا ساتر کل معیوب
تو عیبامو بپوشون!

خدا دلم شکسته...
یا فارج کل مهموم
تو غم و اندوهمو زایل کن!

یا قریباً غیر بعید
(ای نزدیکی که از هیچکس دور نیست!!!
منو به خودت نزدیک کن)

خدا یادته درد دل قبلی گفتم چقدر احساس تنهایی میکنم؟
گفتی:
فإنی قریب
؟؟؟
خدا تو منو تنها نذار...
تو بهم نزدیک شو...



یا نور النور
یا منور النور
یا خالق النور
یا مدبر النور
یا مقدر النور
یا نور کل نور
یا نوراً قبل کل نور
یا نوراً بعد کل نور
یا نوراً فوق کل نور
یا نوراً لیس کمثله نور

خدا بذار سکوت کنم که خوب بلدی با نورت دل بنده هاتو بخری
تو نور پاکت حلم کن خدا..............................................
+نوشته شده در&یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 12:40 توسط عاشق کربلا |

 

ور در 17 دي 1332 در شهرستان شيراز ديده به جهان گشود . دوران ابتدايي را در يكي از مدارس شهرستان شيراز طي نمود و از آنجايي كه پدر بزرگوارشان نظامي بودند پس از مدت 11 سال به موطن خود بازگشتند و در يكي از محلات رشت ( خيابان تختي فعلي) سكونت نمودند و دوران راهنمايي را در شهر رشت ادامه داد و سپس جهت ادامه تحصيل به دبيرستان پور داوود رشت رفت و با جديت تمام توانست در سال 1354 موفق به اخذ ديپلم طبيعي از همان دبيرستان گردد . حاج محمود با اوج گيري انقلاب فعاليت چشمگيري از خود نشان داد و در بخش اعلاميه هاي حضرت امام و برپايي تظاهرات نقش بسزايي داشت و همين باعث مي شد كه دائماً از سوي مزدوران ستم شاهي در تعقيب باشد . پس از پيروزي انقلاب اسلامي در تاريخ 23/11/57 كميته انقلاب اسلامي استان گيلان را به همراه تعدادي از برادران حزب الهي تشكيل و به عضويت شوراي كميته انقلاب اسلامي استان درآمد .

با ذکر صلوات به ادامه مطالب بروید


ادامه مطلب
+نوشته شده در&شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 20:14 توسط عاشق کربلا |

 

یا رقیه(س)


همه‌ي بچه‌ها فرياد مي‌كشيدند: "عمو، عمو، آب، آب..." فاطمه كنارِ پرده‌ي خيمه‌ي ايستاده بود و بيرون را مي‌نگريست. ما له‌له‌زنان فرياد مي‌كشيديم: "عمو، عمو، آب، آب" فاطمه با دست به ما اشاره كرد كه آرام شويم. گفت كه عمو از اباعبدالله رخصت گرفت و رفت.


با دو مشكِ آب. حالا آرام‌تر، انگار در خودمان، مي‌گفتيم: "عمو، عمو، آب، آب" لختي نگذشته بود، كم از ساعتي شايد، ما هم‌چنان منتظر نشسته بوديم و زيرِ لب ذكر را تكرار مي‌كرديم. ناگاه فاطمه پرده‌ي خيمه را رها كرد و به زمين افتاد. حالا همه تشنه‌گي را فراموش كرده بوديم. ديگر كسي از آب حرفي نمي‌زد. كسي آب نمي‌خواست. فرياد مي‌زديم: "عمو، عمو، عمو، عمو..."

2
با اين كه رباب آدم بزرگ است، اما هنوز هم دارد گهواره‌ي خالي را تكان مي‌دهد. گاهي وقت‌ها مثلِ عروسك‌بازيِ ما با خودش حرف هم مي‌زند. انگار واقعا خيال مي‌كند كه عليِ كوچكش توي گهواره خوابيده است. هيچ كسي هم هيچ چيزي به او نمي‌گويد. اگر ما، بچه‌هاي كوچك، مشغولِ عروسك‌بازي بوديم، شايد فاطمه دعوامان مي‌كرد، اما رباب آدم بزرگ است، براي همين كسي به او چيزي نمي‌گويد. "علي كه توي گهواره نيست. من خودم از توي سوراخي پرده‌ي خيمه ديدمش، روي دست‌هاي اباعبدالله خواب خواب بود..."


3
غروب شده است. تا اباعبدالله بود، هر چند وقت يك‌بار مي‌آمد و براي ما چيزي مي‌گفت و مي‌رفت. ما هم خجالت مي‌كشيديم و گريه نمي‌كرديم و گوش مي‌كرديم. اما حالا ديگر خيلي وقت است كه نيامده تا براي‌مان چيزي بگويد. حالا فاطمه بچه‌هاي كوچك را يك‌جا جمع كرده است. البته من ديگر بزرگ شده‌ام. براي همين به فاطمه مي‌گويم: "تو هم قرآن بخوان، مثلِ..." نمي‌دانم چرا، اما سرش را بالا مي‌گيرد. به جاي آن كه ما را آرام كند، نگاه مي‌كند به موهاي من و جيغ مي‌زند:
"فَكَيفَ تَتَّقونَ اِن كَفَرتم يَوماً يَجعلُ الوِلدانَ شيبَا... (چه‌سان در امانيد، اگر كافر باشيد در روزي كه كودكان را پير مي‌گرداند؟ مزمل-17)"

نويسنده: رضا امير خاني

+نوشته شده در&سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 17:48 توسط عاشق کربلا |

 

       

آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن  که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون! خوابگزاران اعظم


کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل که با ساطور


ادامه مطلب
+نوشته شده در&دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 18:25 توسط عاشق کربلا |

 

شيخ صدوق از بزرگان بنى هاشم و ديگران روايت مى كند:
چون امام سجاد عليه السلام و اهل بيت بر يزيد وارد شدند و سر امام حسين عليه السلام را آورده ، جلو يزيد در تشتى گذاشتند، با چوبى كه در دست داشت ، شروع كرد به زدن بر دندانهاى آن حضرت و اين اشعار را مى خواند: (لعبت هاشم بالملك ...)
"بنى هاشم با حكومت بازى كردند، نه خبرى آمده و نه وحيى نازل شه است .
كاش اجدادم كه در بدر شاهد بودند كه قوم خزرج از فرود آمدن تيغهاى تيز مى ناليدند، از خوشحالى چهره افروخته مى شدند و گفتند: اى يزيد! دستانت شل مباد!
كيفر بدر را داديم و بدرى ديگر آفريديم و حساب ، برابر شد.
از خندف نيستم اگر از فرزندان احمد، انتقام كارهايشان را نگيرم !"

چون زينب آن صحنه را ديد، گريبان چاك زد و با صدايى سوزناك صدا زد: " يا حسين ! اى حبيب پيامبر! اى فرزند مكه و منا! اى زاده فاطمه زهرا! اى پسر محمد مصطفى ! همه را گرياند."
يزيد ساكت بود. سپس به پا ايستاد و نگاهى به مجلس افكند و شروع به خطابه كرد و در آغاز، كمالات پيامبر را اظهار كرد و اعلام نمود كه : ما به رضاى الهى صابريم ، نه از روى بيم و وحشت .
با ذکر صلوات برو به ادامه مطالب


ادامه مطلب
+نوشته شده در&شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:58 توسط عاشق کربلا |

 

اى كـشـتـى نـجات ! اينك گرفتاران امواج پرتلاطم درياى فساد و ظلم و طغيان در انتظار ظهورت لحظه شمارى مى كنند.

اى روزنه اميد! اينك اسيران زنجير استعمار و گرفتاران استبداد، با انتظار روز رهايى از قـيـد اسـارت ظـلم ، دل خوش ‍ كرده و شبهاى ظلمانى و تاريك بيداد را به اميد نور عدالت تو، سپرى مى كنند.

اى چـشـمـه سـار جـوشـان فـضـيـلت ! ايـنـك تـشنه كامان علم و دانش در انتظار جرعه اى از اقيانوس بيكران علم تو صف كشيده اند.

اى بهار آزادى ! اينك مظلومان و بيچارگان و ستمديدگان چشمان خسته خود را به قطرات بارش ابر عدالت تو دوخته اند.

اى مايه اميد، اى آرزوى دل اوليا، اى آنكه شبهاى تار انبيا به اميد ظهورت رقم خورده .

اى آنكه خشم پرخروش ملكوتيان به ياد انتقامت ، فروكش !

و اى آنكه قلب پر خون على عليه السلام را تو مايه تسكين !

اى آنكه پهلوان شكسته زهراى اطهر عليهاالسلام را تو مرحم !

اى آنكه قلب شكسته حسن عليه السلام را تو درمان !

اى آنكه خون پاك شهيدان را تو منتقم !

اى آنكه بازوان به زنجير كشيده اسيران را تو نوازش !

بيا! تا شكوفه هاى بهارى  .....

التماس دعا

+نوشته شده در&پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 17:15 توسط عاشق کربلا |

 

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا

ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

از کعبه شد جدا سیدالشهداء

به قربانگاه عشق، می‌رود از منا

حسین فاطمه ، عزیز مصطفی

نور چشم علی ، همتای مجتبی

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا

ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

پیوسته بر لبش ، لبیک و یاربش

یار همراز او ، قهرمان زینبش

همگامی با وفا ، در نماز شبش

همناله ، همنوا ، در هنگام دعا

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا

ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

آماده کن بستر ، بر سبط پیغمبر

راهت گل افشان کن ، در مقدم اکبر

ای آغوش مهرت ، مهد علی اصغر

رقیه مهمان است ، منزل کن مهیا

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا

ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

خون مبارزین ، رویت کند رنگین

ای خاک تو مهر ، نماز مصلین

داری عجب آبی ، آب حیات است این

آید لب فرات ، یک تشنه لب سقا

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا

ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

ای ماه محرم ، ماه خون و شمشیر

ای روز عاشورا ،تو روز عشق و تکبیر

انقلاب ایران ، دارد ز تو تأثیر

گلگون ز شهیدان ، شد بهشت زهرا

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا

ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

هر مکان کربلاست ، هر زمان عاشوراست

رشته مهر او ، رمز وحدت ماست

ماتمش جاویدان ، پرچم او بر پاست

«حجت بن الحسن» ، گرید در این عزا

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا

ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

+نوشته شده در&پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:53 توسط عاشق کربلا |

 

بازار برده ها ارباب حسین(ع) منو خرید

سر سفره حسین(ع) چه چیزایی به من رسید

عکس تو اندازه قاب دل من شده است

عشق تو قاطی این آب و گل من شده است

صداهای شهداء تو گوش ما هی می خونن

قافله داره میره حسینی ها جا نمونن

زندگی بی شهداء برای ما جهنمه

هرچی از هجر اونا گریه کنیم بازم کمه

چی میشه با زینبت(س) ی شب بیای هیئت ما

به خودت قسم آقا، اینجا میشه کربُبلا

به دلم آرزوی مرقد کربلا دارم

دلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارم

هر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارم

این بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارم

کاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارم

همه شب به عشق تو سر به بیابون می ذارم

دستت رو بذار رو قلبم تا که آروم بگیرم

اگه تو نیای حسین(ع) من بخدا زود می میرم

اسم تو هرجا بیاد همون جا کربلای ماست

اینم از معجزه ارباب باوفای ماست

+نوشته شده در&پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:50 توسط عاشق کربلا |

 

تو کيستي که پس از سال­ها درخشيدي 
تو کيستي که شميم خدا پراکندي
تو کيستي که به آتش زدي وجودت را
سفر چه؟ راه چه؟ پاي بريده مي­داند
تو کيستي که ملايک تو را صدا کردند
به بزم اُنس شهيدان کربلا رفتي
علي، شکسته دل آمد کنار پيکر تو
پي وداع تو، فرزند حيدر آمده بود

 

 تو کيستي که به ما روح تازه بخشيدي
به شهر، بوي خوش کربلا پراکندي
به زخم و شعله سرشتند تار و پودت را
نَه من، مسافر در خون تپيده مي­داند
 به روي تو، درِ باغ بهشت واکردند
در اين سفر به ملاقاتِ کبريا رفتي
گريست با دل آتش گرفته، بر سر تو
حسين بر سر نعش برادر آمده بود

+نوشته شده در&دوشنبه نهم دی 1387ساعت 7:53 توسط عاشق کربلا |

 

 

وقتي كه از روضة ما آقا ميخواي گذر كني

اونقدر اسمت رو ميگم تا كه به من نظري كني

هركسي يا حسين ميگه خداي عالم باهاشه

هركي مياد تو روضه هات آسمونا زير پاشه

دم زدن از تو يا حسين شده كار مدام من

ميرسه بوي كربلا  تو روضه بر مشام من

خودت اينو خوب ميدوني من به تو دل بستم حسين

آرزومه سينه زدن  ميون بين الحرمين

خدا كنه آقاي منه پيرهن سياه تنم كنه

لباس آخرم باشه همون بشه برام كفن

يادم بده فدات بشم زائر كربلات بشم

من هم مث غلام سيات فداي بچه هات بشم

پرچم سرخ تو آقا مست و هواييم ميكنه

يه روز مياد كه عباست كرب و بلاييم ميكنه

عمريه كه يا حسين نوكر دربار تو ام

بذار كه دنيا بدونه ارباب حسين يار توام

تموم دلخوشي من سينه زدن براي توست

چون كه دل سينه زنات هميشه كربلاي توست

تربت پاك تو حسين مُهر نماز من شده

طواف دور كربلات راز و نياز من شده

از همه دنيا بريدم ارباب حسين به عشق تو

يه روز ميام سينه زنان كربلا وُ دمشق تو

ضريح با صفاي تو دين و دلم رو ميبره

من شنيدم امام حسين ديوونه هارو ميخره

بذار بگم تا بدونن حسين تو ارباب مني

باز هم آقا جار ميزنم تو مهر و مهتاب مني

اسم قشنگت يه طرف عالم هستي يه طرف

بين تموم مستي ها اين شور و مستي يه طرف

تو آسمون عاشقي اسم تورو خدا نوشت

نوشت حسين بن علي جنت و باغ من بهشت

اسم مقدست حسين دل منو خدايي كرد

حضرت زينب خواهرت ماهارو كربلايي كرد

آب و گلم ز كربلا خلقت من به دست تو

از روز اول آقاجون قلب و دلم به دست تو

+نوشته شده در&دوشنبه نهم دی 1387ساعت 7:48 توسط عاشق کربلا |

 

اس ام اس های ویژه محرم

برای این دل دعا کنید

با ذکر صلوات برید به ادامه مطالب


ادامه مطلب
+نوشته شده در&پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 20:52 توسط عاشق کربلا |