تبليغاتX
:: بیت الحسین ::  

بیت الحسین         

 


Download    Play  حاج محمود کريمي آب کفن هنوز يارب نگشته خشک
Download    Play  حاج محمود کريمي داد از دل حيدر
Download    Play  حاج محمود کريمي عشق بر دلها شهامت مي دهد
Download    Play  حاج محمود کريمي جان من بر لب رسيده
Download    Play  حاج محمود کريمي کجا حال مرا بداند جز تو کس
Download    Play  حاج محمود کريمي مادر مادر ، وا اُماه
Download    Play  حاج محمود کريمي مادر جان مرو مرو
Download    Play  حاج محمود کريمي ممنونم اگر نروي ، مي ميرم اگر بروي
Download    Play  حاج محمود کريمي تا چند کشم هر سو اين قد کماني را
Download    Play  حاج محمود کريمي يا فاطمه يا اُماه
Download    Play  حاج سعيد حداديان من مرغ عشق حيدرم
Download    Play  حاج سعيد حداديان يا فاطمه يا فاطمه
Download    Play  بني فاطمه خبر داري که از عشق تو من ديوانه گشتم
Download    Play  حاج منصور ارضي با زينب زارت کن گفتگو مادر
Download    Play  حاج منصور ارضي اُم النُجَبا يا فاطمه
Download    Play  حاج منصور ارضي شهيده مدينه يا زهرا
Download    Play  حاج منصور ارضي شير خدا شد خون جگر
Download    Play  حاج منصور ارضي يا علي کوثرت ، قرآنت شد بسته
Download    Play  حاج محمد طاهري با اين دل بشکسته ام بار سفر را بسته ام
Download    Play  آينه چي زهرا زهرا يا زهرا
Download    Play  رحيمي خداحافظ علي جان

 

التماس دعا

+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:54 توسط عاشق کربلا |

 

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

ادامه مطلب
+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:51 توسط عاشق کربلا |

 

در اوراق تاریخ


در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

با ذکریه صلوات برین به ادامه مطالب


ادامه مطلب
+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:47 توسط عاشق کربلا |

 

 
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
  
 

+نوشته شده در&پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:0 توسط عاشق کربلا |

 

 

 

 

مرتضي گفت:اگر من نباشم، مي‌خواهيد روايت فتح را چه بكند؟

چند لحظه‌اي گذشت، دوباره برگشت و به من گفت كه راستي حرفي داشتم. انتظار هر چيزي را داشتم غير اين چيزي را كه مرتضي گفت. گفت: فكر كردي اگر من نباشم، مي‌خواهيد روايت فتح را چه بكني؟ گفتم: تعطيل مي‌كنيم. مرتضي بنابر پيشنهادي كه شد براي ضبط برنامه‌هايي كه در ارتباط با دو كوهه بود، در ايام ماه مبارك رفت دو كوهه، روزهاي چهاردهم فرودين بود كه دو كوهه رفتند. اميد داشتيم چند تا برنامه در مورد دو كوهه كار كنيم. از همان اهواز زنگ زد كه فلاني ما آمديم دو كوهه، برنامه‌اي نيست. موضوع ندارد. چه كار كنيم؟ گفتم نمي‌دانم. اين اولين تماسش بود. برايم عجيب بود كه نتوانسته كاري بكند. يكي دو روز بعدش تماس گرفت. مجدا گفتم آقا مرتضي كجايي؟ گفت: اهواز گفتم چي شد. گفت دو كوهه خوب نبود. گفتم چرا برنمي‌گردي. گفت چند نفر از بچه‌ها جمع شدند و مي‌گويند برويم فكه.

با ذکر یه صلوات برین به ادامه مطالب


ادامه مطلب
+نوشته شده در&جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:57 توسط عاشق کربلا |

 

جستجوی مفقودین

   
سابقه كار تفحص به ايام دفاع مقدس برمي‌گردد، شايد از همان روزهاي نخستين دفاع در برابر رژيم متجاوز بعثي بود كه كار جستجوي شهدا نيز شكل گرفت، البته اين كار ابتدا در قالب واحد رفاه كه قبل از تشكيل ، تعاون سپاه ناميده مي‌شد، انجام مي‌گرفت كه سازمان معيني نداشت. همان رزمندگاني كه در خط مقدم شركت مي‌كردند، مهمات حمل و نقل مي‌كردند و يا نفرات را جابجا مي‌كردند، مجروحين و شهدا را هم تخليه مي‌كردند.

اولين واحدي كه براي عمليات تفحص سازمان يافت در سرپل ذهاب بود كه كتابخانه شهر براي اين امر تدارك ديده شده بود كه تا آن زمان بيشتر بعنوان درمانگاه و بهداري مورد استفاده قرار مي گرفت. به هر حال شهدا را هم در همانجا تخليه مي كردند. تا اينكه در عمليات ثامن‌الائمه بعداز فرار بني‌صدر خائن ، توفيق بزرگي حاصل شد و احساس گرديد كه موضوع تخليه شهدا بايد سازمان يافته‌تر انجام شود. دوستاني كه از اصفهان آمده بودند ازجمله آقاي "عليرضا نباتي" كه مسئول تعاون سپاه اصفهان بود، پيشنهاد تهيه پلاك را داد كه در عمليات ثامن‌الائمه براي بچه‌هاي اصفهان استفاده شده بود كه زنجير هم نداشت. و به جاي زنجير از سيم تلفن استفاده مي‌شد. معمولاً كار شناسايي شهداء در همان منطقه عملياتي صورت مي‌گرفت تا اينكه در عمليات فتح المبين كامل تر شد. قبلاً از آن شهيد بزرگوار «خوش اخلاق» مسئول تعاون سپاه اهواز كه در عمليات آزادسازي بستان به شهادت رسيد، مسئوليت شناسايي شهدا را داشتند. پس از ايشان "حاج كاظم علم الهدي" اخوي شهيد «حسين علم الهدي» به كمك ما آمدند و اين كار در خوزستان به شكل منطقي سامان يافت. با تشكيل معراج شهداء در كارخانه سپنتا ، سازمان آماده‌تر شد.
با ذکر یه صلوات برین به ادامه مطالب

ادامه مطلب
+نوشته شده در&دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:22 توسط عاشق کربلا |

 

ترجمه دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه

نيايش آن حضرت در ابراز فروتني و تواضع
پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ي سخنم را از هم گسسته است و من عذري اقامه نتوانم كرد. پس همچنان اسيرِ گرفتاري و گروگانِ كردار خويشتنم. در ميان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بيراه شده‌ام و دستم از چاره كوتاه است.
من خود را در جايگاه گنهكارانِ سرشكسته قرار داده‌ام؛ در جايگاه شوربختاني كه با تو گستاخي مي‌ورزند و تهديدهايت را سبك مي‌شمارند.
پاك و منزّهي تو، به چه جرئتي با تو گستاخي كردم؟ و با كدامين فريب خود را به ورطه‌ي نابودي افكندم؟
اي مولاي من، بر من رحمت آور كه به صورت بر زمين افتاده‌ام و از راه لغزيده‌ام. به حِلم خود از ناداني‌ام درگذر، و به احسان خود از بدكرداري‌ام، كه به گناه خود اقرار دارم و به خطاي خود معترفم. اينك اين دست من و اين سَرِ من كه براي
قصاص از خود آن را با فروتني تسليم كرده‌ام. بر پيري‌ام و پايان گرفتنِ روزگارم و نزديك شدنِ مرگم و ناتواني و درويشي و بيچارگي‌ام رحمت آور.
مولاي من، به من رحم كن آن گاه كه پايم از دينا بريده شود، و يادم از خاطر آفريدگان برود، و همچون كسي كه يكباره از ياد رفته است، به جمع فراموشان درآيم.
مولاي من، آن گاه كه چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، كه واي بر غفلت من از آنچه در پيش رو دارم.
مولاي من، در آن روز كه از گور خود به درآيم و زنده شوم، به من رحم كن، و در آن روز جاي ايستادنِ مرا براي حساب در ميان دوستدارانت قرار ده، و چنان كن كه با دوستانت به سوي ميزان روانه شوم و در سايه‌ي قربِ تو منزل گزينم، اي پروردگار هستي‌ها.

+نوشته شده در&پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 20:18 توسط عاشق کربلا |

 

 

در تفسیر فرموده خدای تعالی که گفته : (( فَتَلَقی آدَمُ مِن رَبّهِ کَلَماتٍ )) (1) - تا آخر آیه - در حدیث وارد شده که : چون خدای تعالی خواست که توبه آدم را قبول کند، جبرئیل را به نزد او فرستاد تا به او تعلیم دهد که بگوید :

« یا حمید بحقّ محمد ، و یا عالی بحقّ علی ، یا فاطر بحقّ فاطمه ، یا محسن بحقّ الحسن ، یا قدیم الاحسان بحقّ الحسین ، و منک الاحسان ». (2)

از کتاب درّالثمین نقل شده که :

چون کلام جبرئیل به نام نامی حسین (ع) رسید و نام مبارکش را بر زبان آورد ، جناب آدم (ع) از شنیدن آن دلش شکست و اشکش جاری شد. سبب آن را از جبرئیل پرسید، در جواب او گفت :

« ای آدم، این فرزند تو مصیبت زده می شود به مصیبتی که کوچک باشد در نزد آن همه مصیبت ها».

آدم گفت : آن مصیبت چیست؟

فرمود: « این فرزند تو کشته می شود در حالتی که تشنه و از وطن دور افتاده و تنها و بی یاور باشد و اگر می دیدی او را در حالی که تشنگی او حائل شود میان او و آسمان مانند دود سیاه از شدت تشنگی. و او می گوید: آه از تشنگی و کمی یاور. پس جواب او را نگوید احدی مگر با شمشیرها و شربت های مرگ. پس با همین حالت سر او از قفا بریده می شود، مانند بریده شدن سر گوسفند ، و خیمه هایش را غارت می کنند ، و سر او و سرهای یارانش را بالاینیزه زنند و با زنانش در شهرها بگردانند. از پیش در علم خدای منان چنین گذشته است ». پس حضرت آدم و جبرئیل هر دو مانند زنی که فرزند جوانش مرده باشد گریه کردند. و بنا بر روایت دیگر ، سایر ملائکه ای هم که آنجا بودند ، همه ایشان گریه کردند و این واقعه در زمین عرفات بوده. و این گریه آدم سبب آمرزش او شد و چون در آن روز توبه او قبول شد، آن روز را عرفه نامیدند و آن مکان را عرفات گفتند.

 

1-سوره بقره – آیه 37

2-بحارالانوار – ج 4 – ص 245

+نوشته شده در&دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:29 توسط عاشق کربلا |

 

چرا باید نماز بخوانیم؟ 

چرا بايد خدا را عبادت كنيم؟ و چرا اين عبادت حتما بايد بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ويژگي‌هايي دارد؟

نماز و اسرار تربيتي آن

 • نماز موجب ياد خداست:

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد.

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1)

 • دوري از گناه:

نمازگزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد.

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2)

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند.

 • انضباط و وقت‏شناسي:

نمازهاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند.

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند.

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد.

+نوشته شده در&یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:33 توسط عاشق کربلا |

 

دیدار رهبر جمهوری اسلامی ايران با مردم یزد

عبور پاپ بندیکت شانزدهم از خیابان تحت تدابیر امنیتی 

 

حامی حقوق مظلوم و یا ظالم 

الگو گیری و علاقه به رهبر 

+نوشته شده در&جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 11:47 توسط عاشق کربلا |

 


نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.

+نوشته شده در&یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:22 توسط عاشق کربلا |

 

 

*  در يكى‌ از روزها ، صبحگاهان‌ امام‌ على‌ (ع‌) فرمود : فاطمه‌ جان‌ آيا غذايى‌ دارى‌ تا
از گرسنگى‌ بيرون‌ آيم‌ ؟ پاسخ‌ دادند : نه‌ ، به‌ خدايى‌ كه‌ پدرم‌ را به‌ نبوت‌ و شما را
به‌ امامت‌ برگزيد سوگند ، دو روز است‌ كه‌ در منزل‌ غذاى‌ كافى‌ نداريم‌ و در اين‌
مدت‌ شما را بر خود و فرزندانم‌ در طعام‌ ترجيح‌ دادم‌ .
امام‌ (ع‌) با تأسف‌ فرمودند : فاطمه‌ جان‌ چرا به‌ من‌ اطلاع‌ ندادى‌ تا به‌ دنبال‌ تهيه‌
غذا بروم‌ ؟ حضرت‌ زهرا (ع‌) فرمودند : اى‌ اباالحسن‌ ، من‌ از پروردگار خود حيا مى‌كنم‌
كه‌ چيزى‌ را كه‌ تو بر آن‌ توان‌ و قدرت‌ ندارى‌ ، درخواست‌ نمايم‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 59)
با ذکر یه صلوات به ادامه مطالب بروید


ادامه مطلب
+نوشته شده در&دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 11:36 توسط عاشق کربلا |

 

 سخنی از رهبر معظم انقلاب درباره شهید حسین املاکی

مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سفری به استان گیلان در جمع جوانان این منطقه در مورد شهید حسین املاکی فرمودند: «شهید املاکی شما؛ (جانشین لشکر قدس گیلان)، که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغلدستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد اما این قهرمانی مانند اینها که از بین نمی‌روند. زنده‌اند، هم پیش خدا زنده‌اند، هم دردل ما زنده‌اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده‌اند.

+نوشته شده در&یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 12:24 توسط عاشق کربلا |

 

رضا، منم ویدا !!

مهم این است كه اكنون آنها از فكه آمده اند و من از تحریریه یك روزنامه! انگاری یكی از مین ها از پس سالها انتظار زیر پای آنها شكفت تا دولاله پرپر شوند.

تفحص
تفحص

 

 

 

 

 

 

آنها را ندیده بودم. اما امروز دیدم. چندساله بودند، نمی دانم . اما انگاری از جایی دیگر آمده بودند. لبخندشان از زیر خاك و لایه های خون پیدا بود. هر دوی آنها باز مانده ایام لاله سوزند.


ادامه مطلب
+نوشته شده در&شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 8:41 توسط عاشق کربلا |